لينك ثابت
نوشته شده در جمعه 2 فروردین1387ساعت 17:2 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
سلام
سال نو به همه عزیزان تبریک می گم




لينك ثابت
نوشته شده در جمعه 2 فروردین1387ساعت 16:40 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..

|
|
|
|
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد.
جمعيت زياد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشهاي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستی زيباترين قلبي است كه تاكنون ديدهاند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت.
ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست. مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام ميتپيد اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكههايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستی جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشههايی دندانه دندانه درآن ديده ميشد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكهاي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود ميگفتند كه چطور او ادعا ميكند كه زيباترين قلب را دارد؟
مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي ميكني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .
پير مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر ميرسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نميكنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او دادهام، من بخشي از قلبم را جدا كردهام و به او بخشيدهام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكهي بخشيده شده قرار دادهام؛ اما چون اين دو عين هم نبودهاند گوشههايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيدهام اما آنها چيزی از قلبشان را به من ندادهاند، اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآور هستند اما يادآور عشقي هستند كه داشتهام. اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعهای كه من در انتظارش بودهام پركنند، پس حالا ميبيني كه زيبايي واقعي چيست؟
مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونههايش سرازير ميشد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهای بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشهاي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .
مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود... | | | |  | | | |
بر گرفته از وبلاگ دوست خوبم بی تو من (http://www.bi2man.blogfa.com/)
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 10:59 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 16:54 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 16:43 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
ایـــن شــعــــرم و بــــاعـــشــق تـــقـــدیــم بـــه حــــضــــــرت ولـــــــی عـــصـــــــر (عج) مــــی کــنـــــم :
انـــتـــظـــــــــــار
بــــــــــــی حضـور تــو
با عشق بیـعت نمی کنـــــــم
بــــــــــی حضـور تــو
طـــرح بــارون تـــو آسمـــــــــون
چشــــــــــام مــی زنـــــــــم
بــــــــــی حضـور تــو
تو غربت کوچ های تنهایی
در امتداد لحظه های بی کسی
قدم به آخر تنهاییم می ذارم
بیــــــــــــــــــــــــا
با حظور گــرم و مهـــربـونـــت
مشـق سکوت خــط بـــــــزن
بیــــــــــــــــــــــــا
بیــن دو هجــــــــــــــــا
ریشه ی سکوت خشـک کـــن
بیــــــــــــــــــــــــا
شــب سرد انتظـــــــــــــار
بــــه صبـــح امیــــــــد بــــــرســون
م . انتظـــــــــــار
۲۸ - ۸ - ۸۵
لينك ثابت
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 10:55 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 11:15 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
لينك ثابت
نوشته شده در جمعه 28 دی1386ساعت 15:42 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
سلام
منهم به نوبه ی خود این ماه عزیز را به همه ی عاشقان اهل بیت تسلیت می گویم

لينك ثابت
نوشته شده در یکشنبه 23 دی1386ساعت 17:21 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
شب
|
|
| |
سراسر
|
|
| |
زنجير ِ زنجره بود
|
|
| |
تا سحر،
|
سحرگه
بهناگاه با قُشَعْريرهی درد
در لطمهی جان ِ ما
مژگان ِ حيران ِ برگاش را
پلک ِ آشفتهی مرگاش را،
و نعرهی اُزگَل ِ ارّهی زنجيری
سُرخ
|
|
| |
بر سبزی نگران ِ دره
|
|
| |
فروريخت.
|
□
تا به کسالت ِ زرد ِ تابستان پناه آريم
دلشکسته
|
|
| |
بهترک ِ کوه گفتيم. |
بر گرفته از سایت رسمی احمد شاملو
لينك ثابت
نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386ساعت 16:21 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
سلام خوبین
این شعرم رو چون خیلی دوسش دارم براتون گذاشتم وامیدوارم شما هم خوشتون بیاد
نگاهی دارم تنها
به تنهایی روزهای برباد رفته
به تنهایی شبنم گلبرگها
که در فراسوی زمان به یغما رفته اند
تنها تر از اشکی
که در لحظه های وداع در چشمانم بود
اما ندیدی
باورم کن دراین روزهای خاکستری
که در مانده ام دراین شهر حادثه ها
در این سکوت لحظه ها
صدایم کن
که صدای تو مرهمیست
برترکهای قلب شیشه ایی ام
بدان که باتو بود ه ام و هستم
و از پشت دیوارهای سنگی و بلند قلبت
و من از رسا ترین قله ی قلبم
فریادی می زنم
نامت را
چرا که تنها سهم من از بودن تو
همان فریاد نامت بود
ودرانتظاری سخت
دراین تنگ غروب در این تصورم
تا تو بیایی و من
نگاهم را به نگاهت
پیوند ابدی دهم
ای سفرکرده دم غروب
م . انتـــــظار
غروب چهارشنبه ۱۱-۱۱-۱۳۸۵
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386ساعت 17:2 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
( اینم شعری از خودم که قولشو دادهبودم و شرمنده که دیر شد )
دیگه به جاده ی دلت پلی نمی زنم
دیگه به جاده ی سکوت چشمات قدمی نمی زنم
دیگه از مژگان چشمم تیری نمی زنم
دیگه بهت نگاهی هم نمی اندازم
(م.انتــــــــظار)
لينك ثابت
نوشته شده در شنبه 1 دی1386ساعت 17:11 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
سلام
خوبین امروز اومدم بگم تا ....................
امروز بهترین روز دنیاست
اکه گفتین چه روزیه .................
امروز تو
.
.
.
تول
.
.
بله درست حدس زدین امروز ۱۸ آذر روز تولدم است
پس .................................
تولدم مبارک
لينك ثابت
نوشته شده در یکشنبه 18 آذر1386ساعت 11:31 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
سلام عزیزان :
مرسی از اونایی که لطف کردن و بهم سرزدن ونظر هم دادن (مخصوصا دوستهای خوبم)
و مرسی از اونایی که لطف کردن بهم سر نزدن ونظر هم ندادن (مخصوصا بعضی ها )
اومدم تا بهتون بگم که ازاین به بعد می خوام گزیده های ازشعرای خودم رو بااین اسم هنری م . انتــــظار(البته ما کوچکتر از اونی هستیم که بخایم اسم هنری انتخاب کنیم ولی خوب دل خوشی است برامون) بنویسم
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 20:42 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..

|
اگر لذت ترك لذت بداني دگر شهوت نفس لذت نخواني
از سينه تنگم دل ديوانه گريزد ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد
عاشقي پيداست از زاري دل نيست بيماري چو بيماري دل
روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام
ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا از سر برون نميرود اين آرزو مر
گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد
آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد
توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم
هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد
نيازارم ز خود هرگز دلي را كه مي ترسم در آن جاي تو باشد
گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم
گرچه میدانم نميآيد،ولي هردم از شوق سوي درميآيم و هرسو،نگاهي میکنم
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را اين اتش عشق است نسوزد همه كس را
آورم پيش تو از شوق پيام دگران گويمت تا سخن خويش به نام دگران
من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم
گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار
غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي
گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند
گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو
صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط
گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم
غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر
دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست
زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم
تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟ شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم
بشنو از ني چون شكايت ميكند از جداييها حكايت ميكند |
لينك ثابت
نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 8:22 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
من آهنگ غریب روزگارم
غمی در انتهای سینه دارم
تمام هستیم یک قلب پاک است
که می گذارش زیر پایـــــــــت
M 
لينك ثابت
نوشته شده در یکشنبه 22 مهر1386ساعت 15:54 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
شاید
سهم من از تو
همان فریاد
نامت باشد
در نیمه شبی مهتابی
وشاید باشد تقسیم عادلانه
از باهم بودن
یا باهم ترانه را سرودن
خاطره ای را ورق زدن
زندگی ادامه دارد
با همه ی کاشهایش وشایدهایش
وبا تمام داستانها
و خاطره ها وقصه هایش
نامت را شنیدی
همان داستان
تلخ و شیرین
راستی نامت چی بود..؟؟؟؟؟
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 12:23 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
سلام به آنکه با ورود به قلبم چیزی برایم باقی نذاشت به جز کوله بار ی از عشق ومحبت واز پنجره کوچک تنهاییم با من حرف می زد ومن از ژشت دیوارهای سنگین با قایق مهر و صفادر رودخانه ی اشکها یم برای یافتن تو در انتهای تاریک و تهایی ژارو می زنم ولی چشمان منتظر من با زهم دم از مهر و محبت تو می زنه
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 12:21 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
در حادثه بهاری چشمانت
در سایه ارغوانی مژگانت
بگذار که جا بماند این روح غریب
در بین اشاره های بی پایانت
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 12:20 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
...یک نفر دلتنگ است.
یک نفر میبافد.
یک نفر میشمرد.
یک نفر می خواند.
زندگی یعنی:یک سار پرید.
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست:مثلا این خورشید.
کودک پس فردا.
کفتر ان هفته.
یک نفر دیشب مرد.
و هنوز نان گندم خوب است.
و هنوز اب میریزد پایین , اسب ها مینوشند....
(هشت کتاب.سهراب)
*******************************
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 12:19 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..

دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 12:17 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره این دل دیونه است و دل تنگه
وقت ازتو خوندن ستاره ی ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترین آهنگه
بی تو من یک پرنده اسیر بی پروازم
با تو اما می رسم به قله ی آوازم
اگر تو آخر این ترانه با من باشی
واسه تو من سقفی از آهنگ وصدا می سازم
با یه چشمک دوباره من و زنده کن ستاره
نذار از نفس بیفتم توییی تنها راه چاره
آی ستاره آ ستاره بی تو شب نوری نداره
این ترانه تو را تا همیشه یاد من می یاره
تویی که عشقمو از نگاهم میخونی
تویی که تو تپش ترانه هام پنهونی
می دونم که آخر قصه می رسی به داد من
لحظه یکی شدن تو آینه نزدیکه
M
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 12:16 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
غریبانه......................................................................................
چه بی بهانه گرفتی از من...............................................................
تمام لحظه هایم را.........................................................................
وچه سخاوتمندانه چشم هایم را..........................................................
به مهمانی فصل باران خواندی.........................................................
وآنگاه در غروبی سرخ..................................................................
سرودی شعر تلخ سفر را................................................................
تا عمری شاعر سرخی پرواز تو باشم ...............................................
ای پرستوی مهاجر........................................................................
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 12:15 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
نظر بدین
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 17:20 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
می خوام بلند داد بزنم که زندگیم فقط تویی
خوبی ها رو جمع بزنم بگم دل و جونم تویی
بدی رو تفریق بکنم.به عشق ضریب دو بدم
بگم که زندگیم تویی
نمیزارم کسی بیاد جذر محبّت بگیره
.زودی بهش توان میدم.تا عشقمون جون بگیره
اینو بدون
هرجا باشم عشق تو تقسیم نمیشه
معادله عشقمون بدون تو حل نمیشه
لينك ثابت
نوشته شده در جمعه 16 شهریور1386ساعت 12:4 توسط ..::مژگــان (م . انتظار)::..
بسم رب المهدی(عج)
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه
آقاجون! از خدا بخاطر اینکه تا این نیمه شعبان عمرم را طولانی کرد سپاسگذارم.
از اینکه توفیق داد تاشب نیمه شعبان احیا بگیرم
و با گریه دلم را برای روز تولدتان آب و جارو کنم
و با استغفار دلم را از هرگونه آلودگی پاک کنم
و با گفتن نام مقدس شما قلبم را جلا دهم خدا را شاکرم.
از خدا برای اینکه شب نیمه شعبان من را بین عاشقانتان راه داد تا برای ظهورتان دعا کنم،هم ممنونم.
آقاجون! مردم ایران برای تولدتان همه کوچه و خیابانها را چراغانی کرده اند.
کوچه ها را آب و جارو می کنند.
شیرینی و شربت پخش می کنند .
براتون جشن تولد می گیرند.
وبسیاری از عاشقانتان به سمت جمکران می آیند.
وخواسته ی همشون اینه که شما یه نگاه بهشون بند